چه روز ها كه يك به يك غروب شد نيامدي ...
طلوع خورشید بی غروب هستی، منجی مظلومان، امید مستضعفان،
یاور ستمدیدگان و رهایی بخش حق از چنگال باطل و نفاق و ریا،
یگانه امام زمان، حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) بر تمام
حق طلبان جهان تبریک و تهنیت باد.
طلوع خورشید بی غروب هستی، منجی مظلومان، امید مستضعفان،
یاور ستمدیدگان و رهایی بخش حق از چنگال باطل و نفاق و ریا،
یگانه امام زمان، حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) بر تمام
حق طلبان جهان تبریک و تهنیت باد.
هو الجمیل باذن الله

بسيار خوشحالم كه اولين نفري هستم به همه شما دوستان ،همكلاسيان و همه مخاطباني كه اين وبلاگ را براي مشاهده انتخاب كرده ايد عيد بزرگ غدير خم و ولايتمداري حضرت امير المومنين (ع) را تبريك عرض مي نمايم.
و
هديه مرتضي اميري اسفندقه شعر بسيار زيبا و با معني به مناسبت اين عيد خجسته است
صداى کیست چنین دلپذیر مىآید؟
کدام چشمه به این گرمسیر مىآید؟
صداى کیست که این گونه روشن و گیر است ؟
که بود و کیـست که از این مسیر مىآید؟
چــه گفته است مگر جبرئیل با احمد؟
صداى کاتب و کلک دبیر مىآید
خبر، به روشنى روز در فضا پیچید
خبر دهید: کسى دستگیر مىآید !
کسى بزرگتر از آسمان و هر چه در اوست
به دستگیرى طفل صغیر مىآید
على به جاى محمد به انتخاب خدا
خبر دهید: بشیرى نذیر مىآید!
کسى به سختى سوهان به سختى صخره
کسى به نرمى موج حریر مى آید
کسى که مثل کسى نیست، مثل او تنهاست
کسى شبیه خودش بى نظیر مىآید
خبر دهید که: دریا به چشمه خواهد ریخت
خبر دهید به یاران: غدیر مىآید
به سالکان طریق شرافت و شمشیر
خبر دهید که از راه، پیر مىآید
خبر دهید به یاران: دوباره از بیشه
صداى روشن یک شرزه شیر مىآید
خم غدیر به دوش از کرانهها، مردى
به آبیارى خاک کویر مىآید
کسى دوباره به پاى یتیم مىسوزد
کسى دوباره سراغ فقیر مىآید
کسى حماسهتر از این حماسه هاى سبک
کسى که مرگ به چشمش حقیر مىآید...
از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟
خدا جواب داد
اگر بخدا ايمان داري
بدان آنچه برايت باقي گذاشته بهترين است،
تنها يك روز در سراسر حياط كافي ست،
نگاه از گذشته برگير و به آن غبطه مخور، چرا كه از دست رفته است
در غم آينده مباش چرا كه هنوز نرسيده است
زندگي را در همين لحظه بگذران
خدا …
نمي دانم چگونه مي شود که ساکنان کشتي امواج ديده خدا مي گويند
و دزدان دريايي در پي بدست آوردن آنها نيز خدا مي گويند
مسافران ملتمسانه کمکی از جانب خدا و
نيز دزدان دريايي براي تهجر خويش
که شمشيرها را با اين نام به نا حق فرود ميآورند
همه خدا می گویند وکمک می خواهند
آن يک ستم ديده خدا مي گويد و آن ظالم تيغ بدست خدا
خدايا مرا بخوان که توان نخواندنت ندارم
در معادله من راهي براي نخواستنت وجود ندارد
پس مرا بخوان که اميدم به خواستنت هست وتوانم به کرامتت…