هر مرد یک سال از عمرش را صرف ‌نگاه ‌به زنان‌ می‌کند!


ادامه نوشته

خصوصیات آقا پسرها و دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی  (طنز)


ادامه نوشته

شکوفایی سایپا و ایران خودرو

درپي شكوفايي اقتصادي سال جاري، شركت سايپا نسل هفدهم «پرايد» و شركت ايران خودرو نسل بيست و يكم «روآ» را وارد بازار كردند. در همين راستا مديرعامل دفتر جنرال موتورز در ايران اعلام كرد: «گرچه چندين سال از حذف تعرفه هاي واردات خودروهاي خارجي مي گذرد ولي با اين وجود، اعتراف مي كنيم ياراي رقابت با محصولات ايراني را نداشته و نداريم.»

شيريني هاي كلاسي

سلام سلام بروبچ83 احوالتون؟

مطلب با نمكي ميخوام پيش بكشم همه برو بچ فعال وبلاگمون نظر بدين.

با طرح يه سئوال "   توي دوره كارشناسي چند بار مجبورشدين شيريني بخرين؟و چرا؟

و يا اينكه كدوم خاطره شيريني خوري براتون جالب بوده ؟سر چه كلاسي بوده ؟

( لطفا نظرهاي بقيه رو هم بخونين)


چرچیل و راننده تاکسی



winstonchurchill.jpg


چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می‌رفت.

هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.

راننده گفت: "نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم" .

چرچیل از علاقه‌ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.

راننده با دیدن اسکناس گفت: "گور بابای چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم این‌جا منتظر می‌مانم!"

سلام به دوستاي گل مديريت

سلام خوبين . ديگه چه خبر مديراي گل . تو مطلب قبليم يه ياد كوچولو كردم از مصطفي ناد علي  و حالا ايندفعه ميرم سراغه گاليور. . چند  شب پيش بود گمونم يكي از رفقا رو ديدم گفتم بد نيست يه ياديم از اين عزيز بكنم . و اون كسي نيست جزء(( احمد آژنگان)). خاك و چوك بابا هم شده يه پسر داره اسمش متين بود نمدونم !! رامتين بود !! تين داشت ولي . شايدم تينا بوده  حالا اين مهم نيست مهم اينه كه  من  اين موجود رو هر چند روز يه بار مي بينم  .آخه پدر زن محترمشون لطف فرمودن همسايه ما شدن و چون احمد اصلا زن ذليل نيست و خيلي كم مياد خونه مادر زنشون و ديگه همه رو اين موضوع اتفاق نظر داريم به همين علت خوب زيارتش ميكنم . راستي تا يادم نشده  تو يه بانكم كار ميكنه  نمدونم اسمش سينا بود !! تينا بود!!  اينم مهم نيست ولي مهم اينه حالش خوبه و مثل هميشه خنده رو لباش بود .از آخر نفهميدم اين تينا  كي بود؟؟؟؟

.نفر بعد كه ميخوام يادش كنم .................

                                                                  ان شاء الله پست بعديم  خودتون ميفهمين.                               

سلامي چو بوي خوشه ادكلن

به : همه برو بچ ورودي83

از : م ب

م: ياد  دوستاي گلم

 دوستاي گلم چطورين؟ ميخوام يه خاطره از روزاي اول يگان بگم بي ربط با حال وهواي اين جمع خودموني نيست.

يادمه تازه از آموزشي اومده بودم از خوش شانسيم بود يا از پارتيم بود كه افتادم مشهد ولي از روز اول از منطقه هاي عملياتي فراري بودم از هم روز اول از اسم سراوان پشتم ميلرزيد نامه من خورده بود يه جاي توپ تو مشهد كه از بخت بدم قسمتم نشد خلاصه كنم من مشهد افتادم ولي كجا تيپ پياده ويژه شهدا يعني همون جايي كه فرتو فرت سراوان بودن قصه من شده بود قصه ليلي با من است  سرتو درد نيارم من تا رفتم پادگان گفتن فردا بايد برين سراوان از بخت بدم چند روز قبلم چنتا بمب اونجا تركونده بودن منم اخ جون عزيز رنگم شده بود مثه گچ از همه ميپرسيدم راهي هست كه نرم همه ميگفتن نه3شب پشت هم اونجا موندم تو يكي از اين شبا داشتن سربازا از پاس بخشا واسم ميگفتن كه يك اسم آشنا از زبون يك كدومشون در اومد دلم شاد شد يعني مصطفي اينجاست  ايول دكتر اينجاست  قشنگ يادمه اينا رو همونجا گفتم مصطفي ناد علي تو فرماندهي تو دفتر آمار بود اون برج2 اومده بود خدمت از اين جاش خنده داره من صبح زود از خواب بلند شدم بدو بدو رفتم فرماندهي از اينو اونمي پرسيدم داداش قناد ميشناسي ناد علي قناد  خلاصه پيداش كردم با اون عينكش كه هميشه نوك دماغش بود جدا  انگاري خود دكتر بود كه لباس سربازي تنش بود ديدم تنها بود انگار فرمانده رفته بود ورزش داد زدم مصطفي پريدم بغلش بيچاره انگار روح ديده بود كلا خشك شد  بعد چند لحظه اونم داد زد گفت ممد اينجا چه غلطي ميكني و اينجاها بهتره سانسوووووووووور شه . قشنگ يادمه اون بيشتر از من ذوق زد  كه يك جا افتاديم .خلاصه  اونم نرفته بود سراوان ولي يك هفته بعد اين قضيه رفت .  بيچاره به هر دري زد منو يه جا خوب بندازه ولي نشد ديگه من افتادم كشتارگاه پادگان  يعني قرارگاه تيپ  ولي منو تا الان سراوان نبردن چون از خوش شانسيم  شدم افسر نگهبان بعد هم كه موقت بردنم وسط شهر  افسر نگهبان شدم 24 پادگان 48 خونه  الان كه فكرشو ميكنم  3ماهي كه با مصطفي بودم خيلي حال كردم  با اين خاطره خواستم ياد دوست خوبم مصطفي كرده باشم يادمم نره كه اون از من بيشتر از سراوان ميترسيد ولي بعد كه اومد خيلي خوب تعريف كرد و يك بار ديگه هم رفت  يه جمله مصطفي كه نقل قول ميكرد از شكاري و ميخنديديم.((وابستگي كليد درك قدرت است)) يادش به خير.

 

علائم راهنمایی رانندگی در دنیا و ایران ((خنده))

- چراغ راهنمایی و رانندگی


در سایر نقاط دنیا:
چراغ سبز: حق تقدم با شماست حرکت کنید
چراغ زرد:احتیاط کنید. سریعتر از چهار راه خارج شوید
چراغ قرمز:ایست
ادامه نوشته

سلام سرباز  وظیفه به همه رفقای قدیمیش

به: ورودی های ۸۳

از : محمد رضا                                                                                            تاریخ :۶/۸/۸۹

م : احوال پرسی

با سلام وقتی از محسن شنیدم که یه عده از بچه های خوب هم دوره دانشگاه دور هم این جا جمع شدن خیلی  خوشحال شدم باورتون نمیشه چقدر دلم واسه تک تک شما تنگ شده به خدا درست میگن تا وقتی یه چیزی رو از دست ندی قدرشو نمی فهمیم.به هر حال ممنونم که دوباره گرمی حضورتون رو به نحوی هر چند مجازی حس میکنم .میخوام تو اولین مطلبم جای داداشام  سعید اسکندری .فرزاد فردین .نصیر وجدانی رو خالی میکنم که هر کدوم تو یه شهر داریم خدمت میکنیم

                                                                                                        ستوان دوم وظیفه

                                                                                                     محمد رضا کاشف بقایی