شب چله خوش بگذره به همه
شب یلداتون مبارک
و امیدوارم خیلی بهتون خوش بگذره
شب یلداتون مبارک
و امیدوارم خیلی بهتون خوش بگذره
یلدای آریایی شاد باش
غم هاتون به کوتاهی ثانیه ها و شادی هاتون به بلندی شب یلدا...
امیدوارم امشب همه خونه ی مادر بزرگ و پدر بزرگ هاشون باشن و در کنار بقیه خانواده بهشون خوش بگذره
هر کس آقای سید رضا حلیمی رو یافت خبر بده که بریم ازش عیدی بگیریم
اگر سید دیگری هم می شناسین لطفا کوتاهی نکنین.
ضمنا برای یابنده جوایز نفیسی هم در نظر گرفته شده
باتشکر
هم اکنون نیازمند عیدی سبز شما هستیم
بنیاد نیازمندان عیدی
اگه گفتین چی؟؟؟
" اون پنجره های کوچکی که بر روی در ورودی کلاسها تعبیه شده بود."
نمی دونم می دونین کلا کاربرد اون پنجره ها چی بود یا نه؟؟
در واقع کاربرد اصلی اونها این بود که استاد مربوطه آن کلاس شناسایی بشه ولی تو دانشگاه ما دقیقا برعکس بود یعنی بجای اینکه در بروی استاد باز بشه بروی دانشجوها باز می شد و برای شناسایی دانشجویان محترمه بود.
و تنها یک کلاس در دانشگاهمون از کاربرد اصلی خودش برخورداد بود که در طبقه چهارم بود و در طول چهار سال تحصیلمون من فقط یادمه یک کلاس اونجا داشتم و اون هم زبان 3و4 با آقای عنایتی بود.
واقعا چقدر از بالای همون پنجره ها می خندیدیم
جا داره اینجا از مهندسین سازنده ی آن بنای باستانی کمال تشکر رو بکنم...;-)
.
.
.
بیادتان میاورم تا بدانید , که زبیاترین منش آدمی محبت اوست؛ محبت کنید , چه به دوست , چه به دشمن , که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست ((کوروش کبیر))
کسانی که قصد ازدواج دارند یا حتی متاهل هستند
حتماااااااااا بخونن:
نامه بسیار زیبای نادر ابراهیمی(نویسنده کتاب آتش بدون دود) به همسرش

شاه پارس، شاه انشان، شاه ماد، شاه بابل، شاه سومر و اکد
شاه چهار گوشه جهان
دوران ۵۵۹-۵۲۹ پیش از میلاد. (۳۰ سال)
تاجگذاری انشان، پارس
زادروز ۶۰۰ یا ۵۷۶ پیش از میلاد
زادگاه انشان، پارس
مرگ۵۲۹ پیش از میلاد
محل درگذشت سیردریا
آرامگاه پاسارگاد
پیش از کمبوجیه دوم
پس از کمبوجیه یکم
همسر کاساندان
دودمان هخامنشیان
پدر کمبوجیه یکم
مادر ماندانا
فرزندان کمبوجیه بردیا آتوسا آرتیستون رکسانا

هفتم آبان
روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از ديرباز پارسيان، يهوديان،
دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي
داشته و رعايت مي كنند.
اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (29 اكتبر سال 539
پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . 2548 سال
پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافت
كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي
آيد. حقوق انسان از دیدگاه کوروش همان زمان مکتوب شده است که موجود است و استوانه
کوروش نامیده می شود.
اسم خودتونو به خط میخی پارسی باستان ببینید!(جالب)
اسم خود را به انگلیسی وارد کنید سپس اسم خود را به خط میخی پارسی باستان ببینید.
برای وارد کردن اسم وارد این لینک شوید.http://www.iranview.ir/pars.aspx
این خط مال دوران هخامنشیانه
خوشحالم که هفته به هفته (به دلیل روند کند- که اون هم مطمئنا به دلید مشغله دوستان هست) داره تعدادمون بیشتر می شه و زنجیرمون بزرگتر.
دوستان لطفا هم مطلب بگذارین هم نظر بدین:
چون یک بنده خدایی نا امید شده و به مرز خودکشی(خدایی نکرده) رسیده هاااا
از خاطرات دوران تحصیلتون هم بنویسیددددد
برای سلامتی جوان تازه نا امید شده یک کف مرتب

حتما از دعوای تاریخی حافظ شیرازی و صائب تبریزی و شهریار چیزی شنیده اید! گویا صائب تبریز متاثر از شعر حافظ، که نوشته بود:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما
را
به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را

دقیقا سال پیش بود که همچنین روزی با یکی از هم کلاسی ها برای شرکت در یک همایش به اصفهان رفتیم .
برای مشاهده ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه کنید
نقل مكان به خانه امن تر!
شيوانا استاد معرفت بود. يك روزصبح زود شيوانا سراسيمه وارد معبد شد و از تمام سالكين خواست تا معبد را به سرعت ترك كنند. چرا كه او روياي زلزله اي را ديده است كه تمام ساختمان هاي ضعيف شهر ازجمله معبد را خراب خواهد كرد. كاهن معبد شيوانا را مسخره كرد و به حاضرين گفت كه خداي معبد از آنها محافظت خواهد كرد و امن ترين جا براي جستن از خطر زلزله ، معبد است.
عده اي از سالكين ازمعبد بيرون آمدند و عده اي ديگر در آن ماندند. ساعتي نگذشت كه پيش بيني شيوانا به حقيقت پيوست و زلزله اي مهيب تمام ساختمان هاي ضعيف شهر ازجمله معبد را روي سر ساكنين خود خراب كرد. كاهن و كساني كه در معبد مانده بودند همگي زير آوار از بين رفتند. يكي از شاگردان شيوانا با كنايه و دلخوري از استاد پرسيد:"چرا خداوند به كاهن و عبادت كنندگان كمك نكرد. آنها به خانه خدا پناه برده بودند!"
شيوانا با تبسم گفت:" خداوند به آنها كمك كرد. خداوند به خواب من آمد و خبرزلزله را برايم آورد. در واقع خداوند از زبان من خطر را به آنها يادآور شده بود. كاهن و بقيه كافي بود چشمان خود را باز مي كردند و مي ديدندكه خانه خدا تمام عالم است ونه معبد و آنها فقط كافي بود از يك خانه خدا به خانه اي امن تر پناه مي بردند.!"
دیر بازدید کردین وگرنه امروز ناهار میهمان ما بودید
نحوه درج مطلب در وبلاگ:
پس از ایجاد نام کاربری توسط نویسندگان منتخب به آدرس www.blogfa.com میروید
سپس وارد قسمت "ورود به وبلاگهای گروهی" می شوید
آنگاه نام کاربری و رمز عبور ایجاد شده را وارد می کنید
و قسمت نام وبلاگ: modiriatazad را اضافه می کنید
و بالاخرا وارد می شین ن ن ن ن![]()
پایان نقطه
سلام دوستان
امیدوارم همیشه دلتون شاد و لبتون خندون و جیبتون پر پول باشه
بی مقدمه بگم:
چند نفر از بچه های مدیریت دولتی ورودی 83 دانشگاه آزاد تصمیم گرفتیم که این وبلاگ رو بگردونیم
فقط و فقط با این هدف که با هم بشیم و به یاد هم باشیم
هم یادی از هم بکنیم، هم سرگرم بشیم، هم هر کس کاری از دستش برآمد به هرکسی که نیاز داشت کمک کنه
مگه بد؟ یا ایرادی داره؟
بابا ناسلامتی 4 سال باهم دوست و هم کلاسی بودیم!!!
خوب حالا اگر دوست داشتین که با هم باشیم و مطلب از هر نوع و رقمی به وبلاگ اضافه کنید، راهش اینه:
(فقط این مطلب رو اضافه کنم که هر مطلبی دوست داشتیم می تونیم اضافه کنیم، از علمی و هنری گرفته تا تفریحی، فقط برای اینکه زنجیرمون محکم تر بشه لطفا و لطفا اگر باهم شوخی می کنیم خدایی نکرده به کسی توهین و بی احترامی نکنیم)
ما برای اول کار دوتا نویسنده ی اصلی انتخاب می کنیم یکی واسه خانم ها یکی هم واسه آقایون.
این هم بخاطر اینه که جزء نویسنده ها شدن باید از طریق یکی از نویسنده ها باشه، و بعد که جزء نویسندهها شدین بصورت مستقل خودتون می تونین همه کار بکنین
ممنون از همه تون
(برای پیوستن به ما اسم و ایمیلتون رو در قسمت نظر سنجی واسمون بگذارین)
یادها فراموش نخواهند شد، حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی اند حتی با سکوت!
از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟
خدا جواب داد
اگر بخدا ايمان داري
بدان آنچه برايت باقي گذاشته بهترين است،
تنها يك روز در سراسر حياط كافي ست،
نگاه از گذشته برگير و به آن غبطه مخور، چرا كه از دست رفته است
در غم آينده مباش چرا كه هنوز نرسيده است
زندگي را در همين لحظه بگذران
خدايا
مرا معبر آرامش كن
تا آنجا كه نفرت هست عشق جاري سازم
آنجا كه خطا هست بخشايش بگسترم
آنجا كه جدايي هست وصل بيافرينم
آنجا كه لغزش و دروغ هست حقيقت بياورم
آنجا كه ترديد هست ايمان بياورم
آنجا كه ظلمت هست نور بتابانم
و آنجا كه اندوه است شادي منتشر كنم
خدا …
نمي دانم چگونه مي شود که ساکنان کشتي امواج ديده خدا مي گويند
و دزدان دريايي در پي بدست آوردن آنها نيز خدا مي گويند
مسافران ملتمسانه کمکی از جانب خدا و
نيز دزدان دريايي براي تهجر خويش
که شمشيرها را با اين نام به نا حق فرود ميآورند
همه خدا می گویند وکمک می خواهند
آن يک ستم ديده خدا مي گويد و آن ظالم تيغ بدست خدا
خدايا مرا بخوان که توان نخواندنت ندارم
در معادله من راهي براي نخواستنت وجود ندارد
پس مرا بخوان که اميدم به خواستنت هست وتوانم به کرامتت…