نظریه هوش سه گانه دانا زوهار و یان مارشال

رابطه هوش ها (سیندی ویگلورث)

نظریه هوش سه گانه دانا زوهار و یان مارشال

این هوش ها با هوش جسمانی (PQ) یعنی توانایی کنترل ماهرانه بدن و استفاده از اشیا آغاز می شوند و بر اساس سیستم های عصبی مغز مشخص می گردند. زوهار و مارشال معتقدند هوش های دیگر زیرمجموعه های این سه هوش هستند.

هوش عقلانی (IQ): این هوش مربوط به مهارت های منطقی و زبانشناسی ماست که در حال حاضر بیش از سایر هوش ها به عنوان ملاک موفقیت آموزشی محسوب می شود و مناسب حل مساله ریاضی و منطقی است.

هوش عاطفی یا هیجانی (EQ): به افراد کمک می کند عواطف خود و دیگران را مدیریت کنند. این هوش در موفقیت حرفه ای و شخصی فرد بسیار موثر است و آنها را در برقراری ارتباط یاری می دهد و تا حدی از قابلیت پیشگویی نیز برخوردار است.

هوش معنوی (SQ): این هوش برخلاف هوش عقلانی که کامپیوترها هم از آن بهره مندند و نیز هوش عاطفی که در برخی از پستانداران رده بالا دیده می شود، خاص انسان است. زوهار و مارشال هوش معنوی را یک بعد جدید از هوش انسانی معرفی کردند و به نظر آنها هوشنهایی است و برای حل مسائل مفهومی و ارزشی استفاده می شود. هوش معنوی زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها اعتقاد و باور داریم. سوال های جدی در مورد اینکه از کجا آمده ایم، به کجا می رویم و هدف اصلی زندگی چیست، از نمودهای هوش معنوی است.

ادامه نوشته

" میزان " بزودی مجوز می گیرد

مشاور عالی موسسه مالي و اعتباري ميزان:

" میزان " بزودی مجوز می گیرد

مشاور عالی موسسه مالي و اعتباري ميزان اعلام كرد: مذاكرات اين موسسه با بانك مركزي براي دريافت مجوز درجريان بوده واز پيشرفت مناسبي برخورداراست و این مؤسسه به زودی مجوز می گیرد.

به گزارش پايگاه خبري مهر، احسان حلمی با اشاره به اقدامات صورت گرفته براي دريافت مجوز رسمي فعاليت از بانك مركزي، گفت: مذاكرات ميزان با بانك مركزي و معاونت نظارتي آن از دولت گذشته آغاز و در دولت جديد از سرعت مناسبي برخوردار شده است. اين موسسه به تدريج درحال فراهم كردن شرايط اعلامي بانك مركزي براي اعطاي مجوز است و برخي مراحل آن رانيز طي كرده است. با اين حال، انجام كليه مراحل نياز به زمان داردكه البته تلاش ميزان برهر چه كوتاه تركردن آن است.
مشاور عالی مؤسسه میزان تصريح كرد: اين موسسه از سال‌ها قبل نيز خود را ملزم به رعايت دقيق ضوابط اعلامي بانك مركزي دانسته و هیچ گونه شعبه ای را در طول این مدت راه اندازی نکرده است و فقط دو سال پیش در تهران به همراه ساختمان سرپرستی ۲ شعبه خود را با مجوز بانک مرکزی دایر کرد.
احسان حلمی گفت: با هماهنگی بانک مرکزی ، مؤسسه مالی و اعتباری میزان در بحث ساماندهی تعاونی های کوچک و قرض الحسنه ها چند تعاونی را شناسایی و برای تحت پوشش گرفتن آنها اقدامات خود را از چند ماه قبل آغاز کرده است.

 

برخي از موسسات حذف‌شده، مجوز خود را دريافت خواهند کرد

پس از تکميل فرآيند مجوزدهي و رعايت ضوابط و مقررات

برخي از موسسات حذف‌شده، مجوز خود را دريافت خواهند کرد

  در پي اقدامات اخير بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران در راستای ساماندهي موسسات و تشکل‌هاي پولي غيرمجاز و حذف نام برخی از موسسات اعتباری از پايگاه اطلاع‌رسانی این بانک به اطلاع مردم شريف کشورمان مي‌رساند:
«هدف اساسي بانک مرکزي از ورود به مقوله ساماندهي بازار غيرمتشکل پولي، حفاظت و صيانت از منابع مالي مردم عزيز کشورمان مي‌باشد که در قالب سپرده يا هر عنوان ديگري در اين موسسات توديع شده است.
به عبارت ديگر، بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه عميقاً احساس‌تکليف مي‌کند و از مردم ميهن عزيزمان درخواست مساعدت و هوشمندي دارد. این موضوع در گذشته نيز  به دقت مورد نظر بانک مرکزي بوده و اقدامات بسيار موثر و خوبي در اين رابطه انجام گرفته است.
شایان ذکر است مجوز صادره بانک مرکزي به منزله اعمال نظارت موثر این بانک است و اين نظارت در جهت اطمينان بخشي از سلامت و ثبات نسبي بانک يا نهاد پولي تحت نظارت مي‌باشد. بدين ترتيب، احتمال ایراد خسارت به منابع و منافع مالي مردم کشورمان به حداقل ممکن کاهش خواهد یافت .
در بين موسساتي که بايد تحت نظارت قرار گيرند، نهادهايي وجود دارند که عملاً وارد فرآيند اخذ مجوز شده‌اند ولی هنوز براي آنها مجوز فعاليت صادر نشده است.
یادآور می‌شود هر يک از اين نهادها به مجرد طي نمودن موارد قانوني و مقرراتي ذيربط و رعايت ضوابط مقرر، مجوز خود را دريافت داشته‌و نام آنان در سايت بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران درج خواهد شد.خوشبختانه موسسات مورد نظر، اقدامات موثري جهت رعايت مقررات انجام داده و برخي از آنها به زودي مجوز خود را دريافت خواهند کرد.
با اين رويکرد، بانک مرکزي متعرض فعاليت روزمره آنها نشده و اين تعداد، فعاليت خود را با رعايت پاره‌اي محدوديت‌ها همچون گذشته ادامه خواهند داد.
بديهي است به محض تکميل فرآيند مجوزدهي و رعايت ضوابط و مقررات موجود، بلافاصله مجوز فعاليت به نام هريک از آنها صادر و مجدداً در سايت بانک مرکزي و اسامی آنها در کنار اسامي سایر موسسات داراي مجوز از بانک مرکزي قيد خواهد شد.»

تردید

نمیدانم چرا زندگی  مملو از تردید شده است .

تردید نسبت به صداقت خود و دیگران.

تردید نسبت به جایگاه حق و باطل 

وتردید نسبت به انسانیت.

قضاوت جزو لاینفک زندگی ماست . اما قضاوت صحیح دشوارترین کارهای دنیاست. 

حق و باطل برای هر فرد معنای خاصی دارد .اما نادر ترین افراد از جایگاه واقعی آن مطلعند.

بارها به این نتیجه می رسم که جایگاه حق و باطل در زندگی ،رفتارها ،باورها،عقاید،ارزش ها ،هنجارها و... کاملا نامشخص است. 

بار الها  جایگاه حق را مشخص و سپس آن را در بالاترین مراتب  قرارده                           

و همچنین باطل را معین و آن را پست ترین جایگاه ها قرار ده همانا تو بر هر کاری توانایی

انعام مخرب است یا مشوق

محسن مجدی

در گذشته مواجهه مردم با واژه اقتصادی انعام در زمان مراجعه به مراکز خدماتی اعم از رستوران ها ، هتل ها ، کارواش و..  بود . اما امروزه این رفتار اقتصادی با رشد فزاینده ای در بین تمامی رشته های تجاری در حال گسترش می باشد .

در ایران فعالیت های تجاری وجود دارند که افرادشاغل در آن بدون هیچ گونه دستمزدی و یا با دریافت  مبالغ بسیار ناچیز  از سوی کارفرما در آن حوزه مشغول به فعالیت می شوند . دربان هتل ، رستوران ،کارگر کارواش و ..از جمله این مشاغل هستند.

اما به راستی فلسفه وجودی انعام چیست ؟

دیدگاه های متفاوتی در این ارتباط وجود دارد . عده ای معتقدند که انعام وجهی است که در مقابل انجام کار صحیح و تشویق کارگر به وی پرداخت می گردد . گروهی معتقدند انعام پرداخت  مبلغ خداپسندانه ای به کارگران ضعیف (از لحاظ مالی ) در جهت کمک به آنها است .

گروه دیگر هدف از پرداخت انعام را انجام کار و یا ارائه خدمت فوق العاده و ویژه از سوی کارگر     می دانند . به عقیده این گروه پرداخت انعام سبب می شود که طرف مقابل بیشتر از حد معمول و استاندارد تلاش نماید بدین معنا که پرداخت مبلغی تحت عنوان انعام برابر است با دریافت خدمت بیشتر و با کیفیت تر .

امروزه گسترش این موضوع به قدری شایع شده است که در مواقعی بدون پرداخت مبلغ  انعام بعضی از امور انجام نمی گردد .

تاثیر انعام بر صحت فعالیت های اقتصادی چگونه بوده است ؟

آیا گسترش این رفتار افزایش کیفیت خدمات و تشویق کارکنان به انجام کار بهتر رابه همراه داشته ؟

بی شک در مواردی پرداخت انعام به کارگر افزایش کیفیت خدمات را به همراه داشته است . اما موارد بسیاری وجود دارد که ارائه دهنده خدمت  در صورت عدم دریافت انعام خدمات غیر استانداردی به مشتری پرداخت می کند .

در گذشته پرداخت انعام به صورت داوطلبانه از سوی مشتری صورت می پذیرفت . کم کم تابلوها و برگ نوشته هایی مشتری را تشویق به پرداخت انعام می نمودند . امروزه در صورت عدم پرداخت انعام از سوی مشتری فرد ارائه دهنده خدمت مستقیما طلب دریافت وجه می نماید .

طبق نظر نویسنده به دلایل ذیل انعام در مواردی نظم و درستی معاملات اقتصادی را برهم می زند .

 

1.       انعام مناعت طبع کارکنان را کاهش می دهد .

کارکنان به ازای انجام کار معین در بازه های زمانی مشخص و بر اساس قرارداد کتبی و یاشفاهی معین مزد دریافت می کنند . در این صورت پرداخت کننده مزد می داند که وجه پرداختی در ازای انجام کار مشخص و به عنوان پرداخت حق الزحمه کارمند ارائه شده است . از طرف دیگر کارمند هم می داند کارفرما حق وی را پرداخت کرده است و هیچگونه لطف و مرحمتی در بین نبوده است .

در صورتی که انعام وجهی نامشخص در قبال خدمتی نامشخص می باشد . در این صورت پرداخت کننده وجه از روی ترحم و یا حس انسان دوستی مبلغ را پرداخت نموده و دریافت کننده وجه هم به صورت ناخودآگاه تلاش می کند که مبلغ بیشتری دریافت نماید . این دریافت ها سبب می گردد که وی به این طریق کسب درآمد وابسته شده و بعضا برای دریافت وجه بیشتر از جایگاه اجتماعی و انسانی خود خرج نماید .

2.     انعام سبب افزایش توقع کارکنان و ارائه خدمات نابرابر به مشتریان می گردد .

افرادی که گرفتن انعام برای آنها به عادت تبدیل شده است . دریافت انعام را جزئی از حقوق خود  می پندارند و برای انجام کارهای متفاوت مبالغ متفاوتی را در ذهن خود تجسم می نمایند . در این صورت در صورت عدم پرداخت انعام و یا پرداخت مبلغ کمتر از انتظار فرد طبیعتا نوع خدمت دریافتی نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت . برای درک بهتر این موضوع به ذکر مثالی در صنعت هتلداری می پردازیم.

فرض کنید در یک طبقه خاص هتل همزمان دو میهمان در خواست نظافت اتاق را می نمایند . و فرد خاصی مسئول رسیدگی به هر دو درخواست می باشد . با این فرض که یکی از میهمانان مبالغ بیشتری را به فرد ارائه دهنده خدمت تحت عنوان انعام پرداخته است . آیا کدام یک از اتاق ها سریعتر نظافت می گردد . و آیا ممکن نیست پرداخت انعام در جلوگیری از ارائه خدمت برابر تاثیر گذار باشد .

3.   انعام سطح انتظار مشتری را بالاتر می برد . و عدم پاسخگویی به این انتظار           بهره وری موسسه را پائین خواهد آورد.

ممکن است توقع فردی که در قبال کار مشخصی مبلغ بیشتری می پردازد نسبت به ارائه دهنده خدمت بالاتر رود .

خریدار کالا ممکن است انتظار خدمت بیشتر نسبت به دیگر مشتریان از سوی ارائه دهنده خدمت را داشته باشد مثال قبل را در نظر بگیرید . آیا اگر کارمند هتل ابتدا به امورات شخصی که انعام نداده است رسیدگی کند . مشتری که مبلغ بیشتری داده است ناراحت نخواهد شد . مسلما در صورتی که برای فرد انتظار ایجاد گردد و این انتظار پاسخ داده نشود . کدورتی در وی ایجاد خواهد گردید و این کدورت سبب می گردد که وی به طور ناخوآگاه و یا آگاه نسبت به بنگاه اقتصادی ارائه دهنده کالا و یا خدمت بدبین شده و اعتبار بنگاه نزد وی پائین آید . و نهایت موجب کاهش بهره وری بنگاه اقتصادی خواهد گشت 

4.     انعام سبب اجحاف در محاسبه حقوق کارمند خواهد شد .

همانطور که در ابتدای مقاله ذکر گردید امروزه مشاغلی وجود دارد که کارکنان در آن مشاغل با دریافت مبالغ ناچیز مشغول به فعالیت هستند .

معمولا صاحبان رستوران ها و هتل ها با این توجیه که دربان ها از سوی مشتریان انعام دریافت    می کنند . حقوق و مزایای کمتری را برای این مشاغل در نظر می گیرند . در صورتی که وظیفه پرداخت حق السعی کارگر فقط کارفرماست نه شخص دیگر.

در این حالت به علت عدم کفایت حقوق و مزایای دریافتی از سوی کارفرما در برطرف کردن هزینه های زندگی کارمند ، مسلما کارمند نسبت به  دریافت وجه انعام نیازمند گردیده و در نتیجه مناعت طبع وی با شتاب بیشتری کاهش خواهد یافت .

 

 

کلیدحل مشکلات اقتصادی؛ مدیرانی از جنس اجرا

کلیدحل مشکلات اقتصادی؛ مدیرانی از جنس اجرا

علیرضا حلمی/معاونت منطقه دو و مشاور هیات مدیره موسسه مالی و اعتباری میزان   

از جمله مشکلاتی که همواره در بحث های مدیریتي به آن اشاره می شود، موضوع فهم متقابل قانونگذاران و ناظران بر اجراي قانون است. 

مجریان قانون مي گويند قانونگذاران بایستی سابقه اجرایی وكاري در زمینه نيازمند قانون را داشته تا قبل از وضع يك قانون بتوانند ابعاد مختلف موضوع را دیده و درقانون مصوب بگنجانند. مجريان مي افزايند:درفقدان اين ويژگي، برخی برنامه ها یا قانون ها قابلیت اجرایی ندارد چراكه در زمان وضع آن ،تدوین کنندگان تجربه و دیدگاه پخته اي نسبت به اجرا و مشکلات فرا روی قانون نداشته ولذا قانون وضع شده با واقعيت موجود وجاري تطابق نداشته وقابل اجرا نيست. 
این موضوع در مورد نظارت هم نافذ است. کسانی که ناظر بر اجرای صحیح قانون یا برنامه اي هستند بایستی بتوانند ضرورت¬ها و الزامات اجرای يك قانون و مشکلات پیش روی آن را درک کنند. 
دولت يازدهم این امید را زنده کرد که می توان در دوره جدید برنامه ها ، قوانین ،مصوبات وبخشنامه هاي مختلف راقبل از تدوین از لحاظ قابليت اجرایی مورد كارشناسي كافي قرارداد. اين امر بيشتر در حيطه اقتصاد كه اكنون اولويت اول كشور است، بيشتر به چشم مي آيد. 
در همين حال نشانه هاي اميدواركننده اي از احتمال تحقق اين آرزو به چشم مي خوردكه انتصاب محمد نهاوندیان بعنوان فردی که سالها با بخش خصوصی و مشکلات آنها در ارتباط بوده است، به عنوان مسئول دفتر رئیس جمهور و همچنین انتصاب ولی ا... سیف، به عنوان فردی که سالها در بانکهای دولتی و خصوصی سابقه مدیریتي داشته و با فضای پولی و مالی كشورآشنایی کامل دارد، به عنوان رئیس کل بانک مرکزی ،از آن جمله است. 
امااین موضوع وقتي درحيطه وظايف وعملكردآتي بانک مرکزی مطرح می شود ،با توجه به مشكلات فعلي بانكها اهميتي دو چندان مي يابد. دراين باره بايد اشاره كرد كه: 
اول: بانک مرکزی نهادی است که هم قانون وضع می کند، هم اجرا می کند و هم نظارت می نماید. بنابراین در وضع قوانين وبخشنامه هاي بانكي و نظارت برآنها حتمابايد قابلیت اجرایی آن در نظر گرفته شود. 

دوم: در دولت گذشته بخشنامه هاي زیادی توسط بانک مرکزی تدوین و ابلاغ گردید که از نظر واقعيات موجود در سيستم بانکي به هیچ وجه قابلیت اجرایی نداشت. از آن جمله می توان به ضوابط ادغام موسسات مالی و اعتباری به روشی که مورد درخواست بانك مركزي بود، اشاره نمود. 
اعلام کاهش ۲۰درصدي شعب تمام بانکها و موسسات اعتباري غيربانكي در مدتي كوتاه نمونه ديگري از آن محسوب مي شودكه البته هيچ يك به طور قابل قبولي موفقيت اجرايي به دست نياورد. به این موارد می توان بحران های ارزی و کم توانی بانک مرکزی در کنترل نقدینگی و تورم را نیز اضافه کرد. 
سوم:تمام این موارد این واقعيت را تاييد می کند که در بدنه قانون گذار و ناظر بانک مرکزی حتما بایستی افرادی از جنس بانکها و موسسات و با تجربه ای اجرایی حضور داشته باشند تا درنهايت خروجي قوانين وبخشنامه هاي نظارتي آن منجر به عملي شدن سياست هاي مد نظر بانك مركزي باشد. 
به عبارت ديگركارشناسي كردن قابليت هاي اجرايي بخشنامه ها وضوابط ابلاغي، اعتبار و خردمندي را به اين بخشنامه ها باز مي گرداند و باعث مي شود سيستم بانكي با رغبت به استقبال اجراي آنها رفته و مثل گذشته آن را صرفا كاغذ هايي پراز سروصدا وتهديد و هياهو، اما توخالي، به حساب نياورد.
در نهايت اينكه حضور رئیس کل جدید بانک مرکزی كه سرد وگرم چشيده توامان قانونگذاري و اجرا درسيستم بانكي است، همچنین تحصیلات وي که حسابرسی و عملا در حوزه بازرسی و نظارت می باشد، اقدامی شايسته در این زمینه ارزیابی و امیداست در سایر مدیریت های بانک مرکزی نيز شاهد انتخاب افرادي باهمان ويژگي ها باشيم.

آنچه كه بايد يك متصدي امور بانكي بداند

« آنچه كه بايد يك متصدي امور بانكي بداند »

رضا عدالتی کارشناس ارشد مدیریت  و کارشناس تشکیلات و بهبود روشها در

                                    موسسه مالی و اعتباری میزان

 

هزينه دست يابي به يك مشتري جديد ، 6 برابر حفظ مشتريان قديمي است و يك مشتري ناراضي ، نارضايتي خود را حداقل به   8 تا 10 نفر ديگر منتقل مي كند و نكته مهمتر اين كه با افزايش نرخ حفظ و نگهداري مشتريان به ميزان 5% ، حدود 85% به سود موسسه افزوده خواهد شد .

بانكداري از اركان اصلي هر اقتصادي به حساب مي آيد . صنعتي كه در آن مشتريان از نقش حياتي و كليدي برخوردارند . به ويژه در 10 سال اخير با ظهور بانكداري نوين ، توجه به نيازها و خواسته هاي مشتريان به دغدغه اصلي مديران بانك ها و بالخصوص مديران موسسه تبديل شده است .

نقش و اهميت مشتري در موسسه به سبب تاثير مستقيمي كه بر رشد و بقاي موسسه در بازار رقابت مي گذارد و نيز كسب منافعي كه براي ما دارد ، سبب شده تا امروزه لزوم كسب رضايت مشتري درك و پذيرفته شود و كليه واحدهاي موسسه گرايش به  مشتري مداري داشته و سمت و سوي فعاليت همه ما جذب مشتري و جلب رضايت او باشد .

مهارت هاي ارتباطي و روابط انساني مطلوب مديران و كاركنان شعب و سرپرستي باعث ايجاد احساسات خوشايند و موثر و مثبت در مشتريان شده و كمك موثري است تا نقش خود را در انجام بهتر وظايف و جذب بيشتر مشتريان به نحو مطلوب ايفا نماييم .

در طول يك دهه گذشته خدمات موسسه تجهيز منابع ، تخصيص منابع و فشارهاي رقابتي فزاينده مديران موسسه را بر آن داشته تا به سوي اتخاذ راهبردهاي بانكداري به خصوص بازاريابي حركت نمايند .

بازاريابي و ايجاد ارتباط مستمر با مشتريان ، درآمد موسسه از طريق سودآور ساختن رابطه مشتريان با موسسه افزايش داده ، بنابراين در اين رويكرد رضايت مشتريان از اهميت فراواني برخوردار است .

هدف از اين طرز تفكر جديد ، مديريت روابط با مشتريان است و فرض بر اين است كه مشتري نه فقط به دليل محصول متمايز و منطبق با نيازهايش بلكه به دليل تعلق خاطر به روابطش با موسسه ارتباط دارد . به عبارت ديگر داشتن محصولات و خدمات متمايز و منطبق با نيازهاي مشتري شرط لازم است ولي لزوماً شرط كافي براي كسب و تداوم وفاداري مشتري نيست . شرط كافي ، داشتن روابط ماندگار با مشتري است .

چرا ما به مديريت روابط با مشتريان نياز داريم ؟ زيرا مشتريان كه مهمترين و تنها وسيله رشد و توسعه موسسه بوده و با انواع وسايل ارتباط جمعي در ارتباط هستند ، وقتي چيزي را كه مي خواهند مطابق ميل خود نيابند ، ما را به راحتي ترك مي كنند و به رقبا مي پيوندند . از سوي ديگر هزينه دست يابي به يك مشتري جديد ، 6 برابر حفظ مشتريان قديمي است و يك مشتري ناراضي ، نارضايتي خود را حداقل به 8 تا 10 نفر ديگر منتقل مي كند و نكته مهمتر اين كه با افزايش نرخ حفظ و نگهداري مشتريان به ميزان 5% ، حدود 85% به سود موسسه افزوده خواهد شد .

در بحث رضايت مشتري دو اصل مهم جلوه گر مي شود :

اصل اول : نوع خدمات ارائه شده مي باشد .

اصل دوم : نحوه ارتباطات انساني و كارگزار مورد توجه قرار مي گيرد . از آنجا كه موسسات مالي و اعتباري با ارائه خدمات يكسان در حال رقابت با هم مي باشند ، عليهذا مهمترين اصل در انتخاب مشتري از ما بين اين موسسات ، همانا ارتباط انساني است .

در شعب موسسه مي توان با بهره گيري از ارتباطات انساني ضمن برقراري ارتباطي مطلوب ، مشتريان بالقوه را تبديل به مشتريان بالفعل نمود و ايشان را از مشتري كه تنها يك بار قصد استفاده از خدمات موسسه را داشته ، به مشتري دائمي تبديل كرد .

بنابراين كاركناني كه با مشتري تماس دارند بايد ويژگي هاي رفتاري خاص نظير : توانايي در برقراري ارتباط موثر با مشتري ، غلبه بر احساسات نامطلوب خود و برخورد صميمانه بالايي داشته باشند .

مديريت ارتباط با مشتري در موسسه مالي و اعتباري ميزان بر مبادله ارزش بين مشتري و موسسه بنا شده و بر ارزش ايجاد شده در اين ارتباط تاكيد مي كند . بنابراين تلاش موسسه براي توسعه ارتباط بلندمدت با مشتريان مي باشد و بر مبناي ايجاد ارزش براي هر دو طرف از اهداف اصلي مديريت ارتباط با مشتري مي باش

سخنان گاندی

در هندوستان بر سر در همه بانك ها يا شركت هاي بيمه اي لوحي آويخته اند و بر آن اين كلمات مشاهده مي شود :

ü      مشتري را ارباب خود بدانيم ، نه مزاحم .

ü      او رئيس ما است نه ما رئيس او .

ü      او به ما خدمت مي كند ، نه ما به او .

ü      او تامين كننده زندگي ماست .

ü      او ارباب ماست .

ü      با مراجعه به ما ، بر ما منت مي گذارد .

اين كلمات در حقيقت آموزه هاي مهاتما گاندي رهبر استقلال هند است . او با اين آموزه در نيمه دوم قرن بيستم به هندي ها آموخت چگونه كسب و كار كنند و به چه وسيله در كسب و كار موفق باشند .

نقش موسسات مالي و اعتباري در اقتصاد

نقش موسسات مالي و اعتباري در اقتصاد

دكتر عبدالناصر همتي
در هر نظام اقتصادي بخش‌هاي مالي و حقيقي به عنوان مكمل يكديگر عمل مي‌نمايند. عدم كارآيي هريك، ناكارآيي ديگري را به دنبال دارد.

در كشورهاي توسعه يافته، بخش‌هاي مالي و حقيقي ارتباط معنا داري با يكديگر دارند به خصوص بخشي از فعاليت‌هاي مالي كه به تجهيز منابع و هدايت آن به سوي طرح‌هاي سرمايه‌گذاري مي‌پردازد، تاثير بسزايي در رشد بخش حقيقي دارد. دستيابي به رشد بلندمدت و مداوم اقتصادي، نيازمند تجهيز و تخصيص بهينه منابع در سطح اقتصاد ملي است و اين مهم بدون كمك بازارهاي مالي به سهولت امكان‌پذير نيست. بازار مالي، بازار رسمي و سازمان يافته‌اي است كه در آن عمليات انتقال وجوه از افراد و واحدهايي كه با مازاد منابع مالي مواجه هستند به افراد و واحدهاي متقاضي منابع صورت مي‌گيرد. پويايي و خلاقيت از ويژگي‌هاي عمده بازارهاي مالي است و هر روز بنا به ضرورت ابزارهاي مالي جديدي طراحي و عرضه مي‌شود. سرمايه‌گذاران نيز با توجه به توان مالي، ميزان انتظار از منافع آتي سرمايه‌گذاري و ميزان ريسك پذيري شان، مناسب‌ترين گزينه را انتخاب مي‌كنند. در مجموع شواهد فراوان از تاثير مثبت و انكارناپذير بازار مالي بر رشد بخش حقيقي اقتصاد دارد. تجربه چند دهه اخير كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه خود بهترين مويد نقش بازارهاي مالي متشكل، كارآمد و پويا در تشكيل سرمايه و رشد اقتصادي است.
بازارهاي مالي در برگيرنده بازار پول، بازار سرمايه و بازار بيمه مي‌باشند. بازار پول، بازار مطالبات كوتاه مدت است. گرايش اصلي بازار پول اصولا بر ابزارهايي متمركز است كه با استفاده از آن بتوان به سرعت وضعيت نقدشوندگي را تغيير داد. در نتيجه به دليل ماهيت كوتاه مدت آن، تبديل وجوه جمع‌آوري شده به سرمايه مالي امكان‌پذير نبوده و تنها براي تامين مالي عمليات توليدي و تجاري پيش بيني نشده به كار مي‌رود.
اشخاص حقوقي كه در بازار پول مشغول به فعاليت مي‌باشند، نهادهاي مالي بانكي (بانك‌هاي تجاري و تخصصي) و نهادهاي مالي غير بانكي (موسسات مالي و اعتباري و... ) مي‌باشند. اين نهادها در حقيقت بار اصلي نظام مالي را بردوش مي‌كشند و نقش تعيين كننده‌اي در هدايت منابع به سمت توليد و ايجاد ارزش افزوده در اقتصاد دارند. در واقع آنها با فعاليت‌هاي بي وقفه خود در تجهيز منابع مالي كوتاه مدت و بلندمدت (پس‌اندازهاي خرد اشخاص) در پايين آوردن خطر سرمايه‌گذاري، تخصيص بهينه منابع، كاهش هزينه‌هاي معاملاتي و در نهايت رشد و رونق اقتصادي كشور نقش اساسي ايفا مي‌نمايند.
موسسات مالي و اعتباري به عنوان يك نهاد مالي غير بانكي، موسساتي هستند كه به عنوان واسطه وجوه در بازارهاي مالي به فعاليت مي‌پردازند. خدمات آنها در بسياري از زمينه‌ها شبيه خدمات ارائه شده توسط بانك‌ها مي‌باشد. نوع خدمات، درجه آزادي و گستردگي فعاليت آنها در تمام كشورها يكسان نبوده و تابع شرايط و قوانين خاص هر كشور است.
طبق آيين‌نامه مقررات تاسيس و نحوه فعاليت موسسات مالي و اعتباري، اين موسسات از طريق جذب انواع سپرده‌هاي مجاز بانكي و استفاده از ساير ابزارهاي مالي به تجهيز منابع مبادرت نموده و اين منابع را به اعطاي تسهيلات اعتباري اختصاص داده يا به هر نحو ديگري بنا به تشخيص بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران و در چارچوب قانون، آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هاي اجرايي عمليات بانكي بدون ربا واسط بين عرضه كنندگان و متقاضيان منابع مالي مي‌شوند.

ادامه نوشته

حکایت



شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟

شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه...!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!
استاد گفت :
پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .
خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد،
نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را.....!

 

من عاشق پدر و مادرم هستم*

با سلام چند روز پیش سایت دوست خوبم دکتر عرفانیان بودم مطلب جالبی دیدم علیهذا جهت مطالعه سایردوستان در وبلاگ قرار داده شد

 من عاشق پدر و مادرم هستم*

اگر 4 تکه نان  خيلي خوشمزه وجود داشته باشد و شما 5 نفر باشيد، کسي که اصلا از مزه آن نان خوشش نمي آيد (( مادر )) است

آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن اما پول ندارن. وقتي بزرگتر ميشن ، پول دارن اما وقت ندارن. وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!... به سلامتي همه مادراي دنيا...

پدرم ، تنها کسي است که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند !

شرمنده مي کند فرزند را ، دعاي خير مادر ، در کنج خانه ي سالمندان ...

به سلامتيه مادرايي که با حوصله راه رفتن رو ياده بچه هاشون دادن ولي تو پيري بچه هاشون خجالت ميکشن ويلچرشونو هل بدن !!!

سرم را نه ظلم مي تواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس ، سرم فقط براي بوسيدن دست هاي تو خم مي شود مادرم ؛

سلامتيه اون پسري که...
10سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت...
20سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت....

30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه...!!!

باباش گفت چرا گريه ميکني..؟
گفت: آخه اونوقتا دستت نميلرزيد...!
ادامه نوشته

سه رکن اساسی بازاریابی خدمات بانکی

سه  رکن اساسی بازاریابی خدمات بانکی

رضا عدالتی کارشناس ارشد مدیریت و کارشناس تشکیلات و روشها موسسه مالی و اعتباری میزان

1)   بازارشناسی: عبارت است از شناخت نظام بازار خدمات بانکی شامل جایگاه خدمات فعلی بانک ها و قوت ها و ضعف های آنها، انتظارات، خواسته ها، ایده ها و نظرات مشتریان، شرایط و عوامل محیطی اثرگذار برنظام بازار به ویژه سیاست های دولت و قوانین حاکم و حتی تحولات جهانی در نظام بانکی و الگوهای موفق در این نظام. در واقع، بازارشناسی زیربنای تحول در نظام بانکی است، زیرا نتیجه بازارشناسی که خود حاصل ارتباط دایم با بازار و انجام مطالعات و تحقیقات بازاریابی به شکل های گوناگون است، اطلاعات جامع، به روز، مرتبط و موردنیاز استراتژیست ها، برنامه ریزها، تصمیم گیرندگان و مدیران بانکی می‏باشد.

بازارسازی:

 بازاردارای:

ادامه نوشته

15عاملی که باعث عدم پیشرفت و تیره روزی ملت ها می شود

به نقل از پورتال جوانان مردمان

15عاملی که باعث عدم پیشرفت و تیره روزی ملت ها می شود

پیشرفت و ترقی همه ملت ها جدا از نوع حکومت و ساختار سیاسی، رابطه مستقیمی به نوع فرهنگ، خصوصیات فردی و گروهی مردم دارد. وجود برخی خصایص منفی و نابهنجار در بین انسانها بطور غیر قابل انکاری میتواند در مسیر رشد و پیشرفت جوامع تاثیری شگرف برجای بگذارد. این ویژگی های منفی با نهادینه شدن در فرهنگ و زندگی روزانه موانع بزرگی بر سر راه تغییرات مثبت اجتماعی و سیاسی بر جای میگذارند. صفاتی که عمدتاً ارتباطی به نوع حکومت نداشته و معمولاً ریشه در تربیت، شخصیت و اعتقادات مردم دارد. در ادامه به مجموعه ای از این فاکتورها اشاره میکنیم:

1-دروغگویی

نبود صداقت در گفتار و کردار باعث بوجود آمدن حس بی اعتمادی بین انسانها در زمینه های مختلف مانند روابط خانوادگی، تجارت و سیاست میگردد. در چنین محیطی دیگر براحتی نمی توان به دیگران اعتماد کرد و نوعی حس نا امنی در جامعه شکل می گیرد. دروغ توسط افرادی سست عنصر و ضعیف گفته میشود که مایلند با طی کوتاه ترین مسیر به اهدافشان دست یابند.

2- ریا کاری

یکی نبودن ظاهر و باطن، آنچه که در درون میگذرد با آنچه که در بیرون اتفاق می افتند متفاوت است. خصیصه ای که بذر نفاق و دورنگی را در نهاد انسانها میکارد و محصولی جز ناامیدی و احساس عدم اطمینان در بر نخواهد داشت. فقدان خلوص نیت در انجام کارها و دو رویی چهره ای زشت از انسانها بر جای گذاشته و ارزش عمل انجام شده را بسیار کاهش خواهد داد. فاصله گرفتن از اهداف اصلی و کشیده شدن به سمت فرعیات از جمله پیامدهای این خصیصه است.

 

ادامه نوشته

15 نکته کارساز در مورد مدیریت زمان:

. به ديگران قول 100% بدهيد كه كاري را تا تاريخ معيني به اتمام خواهيد رساند. قول دادن به ديگران در شما انگيزه ايجاد مي كند.

  2. در مطالعه مجلات ، به منظور صرفه جويي در وقت ، مقالات مورد نياز خود را جدا كنيد و براي مطالعه بعدي بايگاني كنيد.

 3. تندخواني را ياد بگيريد تا بتوانيد در مدت كوتاهتري مطالب بيشتري را مطالعه كنيد.

 4. هر فعاليتي در جهت تقويت انضباط فردي براي استفاده بهتر از وقت و مديريت زمان باعث تقويت ساير اصول انضباطي نيز مي شود.

 5. با حذف تمام كارهايي كه انجام آنها از اهميت ناچيزي برخوردار است ، مي توانيد كارهاي خود را با سرعت بسيار بيشتري به اتمام برسانيد.

  6. پيش از آن كه يك كتاب را به طور كامل بخوانيد ، با ورق زدن و مرور سريع مطالب، سرعت خود را در خواندن كتاب بالا ببريد.

7. از خواندن مطالب غيرضروري خودداري كنيد. اشتراك خود را با مجله ها و روزنامه هايي كه به آنها نياز نداريد قطع كنيد.

 8. هنگامي كه بسيار خسته ايد، به خانه آمدن و زود به رختخواب رفتن يكي از بهترين راه هاي استفاده از وقت است.

 9. هر روز مقداري از وقتتان را به اين اختصاص دهيد كه در مورد هدف هاي اصلي و واقعي خود و راه هاي بهتري كه از طريق آنها مي توانيد روز به روز به هدف هاي خود نزديك تر شويد فكر و تأمل كنيد.

 10 . رشد شخصيت ، عامل اصلي صرفه جويي در وقت است. هر قدر انسان برتري شويد با صرف وقت كمتري مي توانيد به هدف هاي خود برسيد.

11 . سعی كنید در تنظیم وقت ماهرانه عمل كنید.

12 . هميشه براي انجام كارهايتان جدول زمان بندي شده داشته باشيد و تمام كارها و قرار ملاقات ها را در آن بويسيد.

 13 . هر كاري كه انجام مي دهيد در واقع داريد وقتتان را مي فروشيد. آن را ارزان نفروشيد.

14 . راهكارهاي مديريت زمان ، قدرت قضاوت، پيش بيني ، اطمينان و انضباط فردي را افزايش مي دهد.

 15 . مديريت زمان ( تنظیم وقت ) بيش از هر چيز نياز به انضباط فردي ، خويشتن داري و تسلط بر نفس دارد.

طراحي نظام حقوق و دستمزد كاركنان

منظور از دستمزد، پرداختي است که مبناي محاسبه آن ساعت است و منظور از حقوق پرداختهايي است که ماهانه صورت مي پذيرد. دستمزد، متداول ترين شيوه پرداخت به کارگران و حقوق، متداول ترين شيوه پرداخت به کارمندان است.


ويژگيهاي سيستم حقوق و دستمزد
بطور کلي، سيستم حقوق و دستمزد بايد به گونه اي طراحي شود که از اين ويژگيها برخوردار باشد.
• براي امرار معاش کافي باشد.
• ايجاد انگيزه نمايد.
• اقتصادي و مؤثر باشد.
• سازمان را قادر سازد با سازمانهاي ديگر رقابت کند.
• منطقي باشد و کارکنان منطقي بودن آن را بپذيرند.
• منصفانه و عادلانه باشد.

مراحل مختلف طراحي سيستم حقوق و دستمزد
ارزش نسبي مشاغل مختلف در سازمان، ارزش نسبي کارکنان، سطح حقوق و دستمزدهاي رايج ، نقش اتحاديه ها و سنديکاها و اوضاع اقتصادي کشور از جمله عوامل مهمي هستند که بايد در هنگام طراحي سيستم حقوق و دستمزد در نظر گرفته شوند.

ادامه نوشته