سلام خوبين . ديگه چه خبر مديراي گل . تو مطلب قبليم يه ياد كوچولو كردم از مصطفي ناد علي  و حالا ايندفعه ميرم سراغه گاليور. . چند  شب پيش بود گمونم يكي از رفقا رو ديدم گفتم بد نيست يه ياديم از اين عزيز بكنم . و اون كسي نيست جزء(( احمد آژنگان)). خاك و چوك بابا هم شده يه پسر داره اسمش متين بود نمدونم !! رامتين بود !! تين داشت ولي . شايدم تينا بوده  حالا اين مهم نيست مهم اينه كه  من  اين موجود رو هر چند روز يه بار مي بينم  .آخه پدر زن محترمشون لطف فرمودن همسايه ما شدن و چون احمد اصلا زن ذليل نيست و خيلي كم مياد خونه مادر زنشون و ديگه همه رو اين موضوع اتفاق نظر داريم به همين علت خوب زيارتش ميكنم . راستي تا يادم نشده  تو يه بانكم كار ميكنه  نمدونم اسمش سينا بود !! تينا بود!!  اينم مهم نيست ولي مهم اينه حالش خوبه و مثل هميشه خنده رو لباش بود .از آخر نفهميدم اين تينا  كي بود؟؟؟؟

.نفر بعد كه ميخوام يادش كنم .................

                                                                  ان شاء الله پست بعديم  خودتون ميفهمين.