بررسی عومل موثر مشارکت بخش خصوصی ، محلی در مدیریت توسعه شهری
بررسی عومل موثر مشارکت بخش خصوصی ، محلی در مدیریت توسعه شهری با رویکرد مدیریت پروژه
رضا عدالتی کارشناسی ارشد مدیریت منابع انسانی
کارشناس تشکیلات و روشها موسسه مالی و اعتباری میزان
محسن مجدی کارشناس ارشد مدیریت دولتی (منابع انسانی )
بدون شک توسعه شهری زمینه ساز توسعه کشور است و این امر میسر نمی شود مگر با بهره مندی از نظرات کارشناسان و خبرگان و اتخاذ شیوه های نوین برای جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی.
توسعه شهری از طریق اتخاذ یک مدیریت یکپارچه و مشارکتی شهری محقق می شود. زیرا که همواره بخش دولتی در اکثر جوامع با محدودیت های اعتباری مواجه است. فرهنگ سازی و بسترسازی مناسب برای مشارکت کل جامعه در ساخت محیط زندگی یکی از مهمترین راهکارهای توسعه شهر محسوب می شود. از طریق توسعه فرهنگ مشارکت ،انگيزش، تدوين و اجراي طرح جامع توسعه شهري، ايجاد و تقويت فضاي كارآفريني، اطلاعرساني ، ایجاد زیرساخت های قانونی ، مدیریت خلاق و داشتن طرحهای فنی و اقتصادی می توان مشارکت بخش خصوصی محلی را در پروژه های شهری ترغیب نمود
کلمات کلیدی :
توسعه شهری ،توسعه ملی ،مدیریت پروژه ،مدیریت شهری، فرهنگ ،بخش محلی، بهبود ساختار مديريت شهري ، خصوصيسازي ، جذب سرمايههاي غيردولتي
بدیهی است که شهروندان در صورتی از زندگی شهری لذت خواهند برد که محیط شهر و پیرامون آن برایشان لذت بخش و مفرح به نظر آید و این موضوع تنها زمانی رخ خواهد داد که عملکرد شهرداری در درون شهر مناسب و بهره ور باشد . اما مسئله مهمتر در این باب سنجش عملکرد شهرداری است . به این معنا که این عملکرد و خروجی توسط چه کسی مورد ارزیابی قرار گیرد و تجزیه تحلیل شود . به طور مثال ممکن است که عملکرد شهرداری در عمل بسیار مطلوب و اثر بخش باشد در حالی که مردم عملکرد را بسیار ضعیف و ناکارآمد تلقی نمایند .قطعا در چنین شرایطی مردم اعتمادشان را به سازمان شهرداری از دست خواهند داد و پروژه های شهری را طرح هایی خواهند دید که فقط در جهت اینکه منابع مالی و عوارض دریافتی از مردم هزینه شود اجرایی می گردند .مسلما در چنین شرایطی نه تنها شهروندان در راستای کمک به اجرای پروژه ها اقدامی نخواهند نمود بلکه در مقابل انجام این پروژه ها مقاومت نیز خواهند کرد .
به همین جهت مهم است که شهروندان به عنوان یکی از ارکان موفقیت پروژه ها شناخته شده و در اجرای این پروژه ها مشارکت داده شوند و این امر میسر نخواهد گشت مگر با تمرکززدایی و واگذاری امور به بخش های غیر دولتی و محلی
با توجه به اینکه بخش عمده کشور شهرنشین بوده و شهرها نیز مرکز تحول، ابتکار، تجدد در تولید علم و ثروت هر کشور محسوب می شوند بر این مبنا پیشرفت و رشد و ترقی هر ملت وامدار تلاش و همت شهرداری ها در آماده سازی بستر فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی ئ فرهنگی و رونق بخشیدن به کسب و کارهاست.
پرواضح است که کلان شهرها مکان هم افزایی نیروهای اجتماعی بوده و تاثیر شایانی در توسعه اشتغال و اقتصاد ملی، منطقه ای و شهری دارد. یکی از راههای توسعه شهری مشارکت بخش خصوصی است. طی 40 سال گذشته بسیاری از کشورهای عقب مانده دنیا به تعبیری جهان سوم مسیر توسعه خود را به سرعت پیموده و امروزه به کشورهای توسعه یافته و پیشرفته مبدل گشته اند. از جمله این کشورها می توان به مالزی، کره جنوبی، تایوان، هنگ کنک، چین، امارات اشاره کرد که اگرچه هنوز به آنها نام «در حال توسعه» اطلاق می گردد اما کیفیت زندگی و استانداردهای زندگی در این کشورها در سطح بسیار بالایی به نسبت دیگر کشورهای کمتر توسعه یافته قرار دارد. اکثر جوامع عقب مانده با مشکل نبود استعدادهای بالقوه و منابع طبیعی و انسانی مواجه نیستند، بلکه از نبود «نگاه توسعه گرا» و «مدیریت و برنامه ریزی صحیح» رنج می برند. بخش عمده ای از ظرفیت ها و توانمندی های توسعه در بخش خصوصی نهفته است که متاسفانه رویکردهای دولت محور مانع از ظهور و شکوفایی این استعدادهای بالقوه می شود. این رویکردها از چند شکل اساسی همچون کوته اندیشی، عدم انعطاف، عدم کارایی و اثربخشی، جزئی نگری، نبود منابع کافی، عدم خلاقیت و نوآوری و نبود آینده نگری برخوردارند و بدون مشارکت تمامی بخش های جامعه نمی توان به موقعیت و رشد و توسعه در کشور و شهرها دست یافت.
در یک نگاه سیستمی و علت و معلولی توسعه شهری خود منجر به توسعه ملی و کشور خواهد شد. بدین جهت سیاستگذاران و مدیران ارشد شهری باید بکوشند با نگاهی کلی نگرانه و توسعه گر سیستمی به جذب و جلب تمامی مشارکت های ممکن و آزادسازی پتانسیل های موجود و خلق توانایی های جدید بپردازند.
راهکارهای جلب مشارکت بخش خصوصی در توسعه شهری متاسفانه علیرغم تغییر نگاه مدیریتی کلان کشور مبنی بر کاستن از بار دولت و توسعه بخش خصوصی توام با بکارگیری توانمندی های بخش خصوصی، هنوز توفیق چندانی در این مورد به دست نیامده است.
مدیریت شهری بارویکرد مدیریت پروژه ای و مشارکت بخش خصوصی
پیدایش مدیریت پروژه به عنوان یک علم از جنگ جهانی اول اغاز شد به طوری که در سال 1917 آثار هنری اول، گانت نمودار معروف گانت را ابداع نمود.
مدیریت پروژه با دیدگاه امروزی به برنامه ریزی و کنترل و مدیریت پروژه ها اطلاق می شود که غیر تکراری و منحصر به فرد و موقتی بوده و قابل شکسته شدن به مجموعه ای از فعالیتها هستند که نقاط شروع و پایان تعریف شده ای داشته و مجموعه ای از منابع در سطوح مختلف به کار می گیرد.
مهمترین رسالت مدیریت پروژه ایجاد تعهد و مسئولیت در قبال برنامه زمان بندی است که مانع از به تاخیر افتادن پروژه و هزینه های مرتبط می گردد.
مدیریت پروزه برنامه ریزی و هدایت پروژه در چهارچوب زمان، هزینه و کیفیت مشخص به سوی ایجاد نتایج آن است. مدیریت پروژه بکارگیری دانش، مهارتها، ابزار و تکنیک های لازم در اداره جریان اجرای فعالیتها، به منظور رفع نیازها و انتظارات متولیان از اجرای پروژه است.
مدیریت پروژه مجموعه ابزارهایی برای برنامه ریزی و هدایت پروژه به سوی اهداف مورد نظر است، این اهداف برپایه رضایت مندی مشتریان و توجه به سه عامل زمان، کیفیت و هزینه استوارند.
مدیریت پروژه روش کارایی در مدیریت، برای برخورد با کارهای نو وایجاد توازن در به محدوره پروزه، هزینه و کیفیت در قالب زمان و در محیطی مملو از ریسک است.
فنون مدیریت پروژه به سوالات زیر پاسخ می گویند.
1- چگونه می توان کارهای لازم برای اتمام موفقیت آمیز پروژه را تعریف کرد.
2- مدت زمان اجرای پروژه چقدار خواهد بود و چه هزینه ای در بر خواهد داشت؟
3- چگونه می توان گروه مناسب کاری برای اجرای پروژه ایجاد کرد؟
4- چگونه می توان انگیزه کاری را دربین افراد یک گروه زنده نگه داشت؟
5- چگونه باید با افزایش هزینه ها برخورد کرد؟
6- در چه موقعی و کجا، پروژه در معرض شکست قرار می گیرد؟
7- برای اطمینان از انجام به موقع کارها چه باید نمود؟
8- آیا می توان تشخیص داد که پروژه واقعا بر روی برنامه حرکت می کند یا خیر؟
هرپروژه9محدوده اصلی دارد و هر محدوده ای شامل فرایندهایی میباشد .
1-مدیریت یکپارچگی پروژه:
تضمین میکند که عناصر مختلف پروژه با یکدیگر هماهنگ باشندو شامل فرایندهایی مانند توسعه برنامه پروژه،اجرای برنامه پروژه و کنترل تغیرات کلی در پروژه میباشد .
2-مدیریت محدوده پروژه:
تضمین میکند که پروژه شامل تمام نیازهای لازم و کافی باشد و شامل فرایندهایی مانند آغاز ،برنامه ریزی محدوده ،تعریف محدوده و کنترل تغییرات محدوده میباشد .
3-مدیریت زمان پروژه :
تضمین میکند که پروژه با زمانبندی معینی تمام شود . و شامل فرایندهایی مانند تعریف فعالیت ،توالی فعالیت ،تخمین مدت فعالیت ،توسعه زمانبندی و کنترل زمانبدی میباشد .
4-مدیریت هزینه پروژه :
تضمین میکند که پروژه با کمترین هزینه پایان یابد . و شامل فرایندهایی مانند برنامه ریزی منابع تخمین هزینه ،بودجه بندی هزینه ،کنترل هزینه میباشد .
5-مدیریت کیفیت پروژه:
تضمین میکندکه بطور رضایت بخش تمام نیازهای پروژه براورده شوند.و شامل فرایندهای مانند برنامه ریزی کیفیت ،تضمین کیفیت ،و کنترل کیفیت میباشد .
6-مدیریت منابع انسانی :
استفاده بهینه از نیروی کار درگیر در پروژه را تضمین میکند .و شامل فرایندهایی مانند برنامه ریزی سازمانی ،استخدام نیروی کاری و توسعه تیم پروژه میباشد .
7-مدیریت ارتباطات پروژه:
تضمین میکند که تولید ،جمع اوری ،انتشار ،ذخیره سازی و بازیابی نهایی اطلاعات پروژه به صورت زمانبندی شده و مناسب انجام گیرند و شامل فرایندهایی مانند برنامه ریزی ارتباطات ،انتشار اطلاعات ،گزارش عملکرد و خاتمه اجرای پروژه میباشند .
8-مدیریت ریسک پروژه :
فرایندهای لازم برای تشخیص،تحلیل و واکنش به ریسک پروزهرا ارائه می دهد . و شامل فرایندهایی مانند تشخیص ریسک ، واکنش به ریسک و کنترل واکنش به ریسک میباشد .
9- مدیریت کالا ،مواد و خدمات در پروژه :
فرایندهای لازم برای تهیه کالا و خدمات از خارج محدوده اجرایی پروژه را ارائه میکند . و شامل فرایندهای مانند برنامه ریزی خرید مواد ،برنامه ریزی درخواستها ،انتخاب منابع ،اداره قراردادها و اتمام قراردادهامیباشد .
راهکارهای جلب مشارکت بخش خصوصی در توسعه شهری با رویکرد مدیریت پروژه
1- از طریق توسعه فرهنگ مشارکت
فرهنگ عبارت است از مجموعه اعتقادات، باورها، ارزشها، هنجارها که مورد قبول افراد یک جامعه می باشد. مهندسی فرهنگی و فرهنگ سازی و بسترسازی مناسب برای مشارکت کل جامعه در ساخت محیطزندگی خودشان، یکی از مهمترین راهکارهای توسعه شهری محسوب می شودف باید از طریق برنامه های آموزشی، فرهنگی و علمی مختلف و مستمر کوشید تا شرکتهای خصوصی شهروندان را نسبت به محیط زندگی شهر حساس نموده و آنها را نسبت به بهبود و شرایط زندگی ترغیب نمود.( شکاری ،غلامعباس 1385)
مشارکت در جامعه جدید یک فرایند اکتسابی است، یعنی باید آن را آموخت و با نوع رفتار و ارزش های متناسب با آن حرکت کرد و توان و قابلیتهای بکارگیری آنها را در افراد جامعه بوجود آورد.( علوي تبار، عليرضا ،1379)
بنابراین ایجاد و گسترش فرهنگ مشارکت نیازمند آموزش و کار ترویجی و فرهنگی در جامعه است . هدف آموزش برای ریشه دار کردن مشارکت باید ایجاد و اعتقاددر ورزش و باور مدیران سازمانهای خصوصی به ضرورت مشارکت در امور شهر و جامعه باشد.
مدیران سازمانهای خصوصی در تصمیم گیری از طریق ایجاد انجمن ها، شوراها دخیل نمود. با مشارکت دادن مدیران در تصمیم سازی از طریق ایجاد نظام پیشنهادات و نقدا اجتماعی پرداخت.
از راههای دیگر ایجاد مشارکت دخیل کردن سازمانهای خصوصی در اجرا و نظارت بر پروژه های شهری می باشد هنگامیکه سازمان های خصوصی و نهادهای غیر از سازمانهای دولتی در توسعه شهری و مدیریت شهری شرکت کنند باعث کاهش هزینه، سرعت بخشیدن و کاهش زمان، ایجاد رضایت مندی و ضریب اطمینان بالاتر پروژه ها انجام خواهد شد. نکت اصلی مربوط به فرهنگ سازی و مهندسی فرهنگی ایجاداین نگرش در مدیران سازمانهای خصوصی که توسعه شهری و انجام پروژه ای شهری که صرفا از طریق شهرداری انجام شود یا بر عهده شهرداری است بلکه باید همگی بایستی خود را نسبت به توسعه شهری مسئول دانسته و نسبت به شهر تعهد و مسئولیت داشته . ایجاد فرهنگ مشارکت نقطه آغازین حرکت توسعه پایدار است.
نهادینه سازی فرهنگ مشارکت در بین کودکان و نوجوانان
یکی از موثر ترین و مهمترین راه های فرهنگ سازی اقدام در جهت تغییر فرهنگ از سنین خردسالی است . در این سنین تفکر و اندیشه کودکان شکل خواهد گرفت و این تفکر مبنایی خواهد شد در جهت رفتار در بزرگسالی .
یکی از راه های این فرهنگ سازی طراحی بازی های کامپیوتری است که پروژه های شهری و مشارکت شهروندی موضوع داستان اصلی بازی قرار گیرد( Citizen participation)
فیلم ها و کتاب های داستان نیز از دیگر مواردی است که می توان در این حوزه از آن استفاده نمود و بدیهی است که با انجام این قبیل طرح ها دیدگاه کودکان به طور ناخود آگاه در آینده نسبت به مدیریت شهری تغییر پیدا خواهد کرد .
2- انگيزش:
ايجاد انگيزه در مردم (بالاخص بخش خصوصي) در توسعه شهر, امر بسيار حياتي و پيچيدهاي است كه نميتوان الگوي كلي و نسخه عمومي را براي آن ارايه داد. بلكه مديران بايد بكوشند برمبناي شناخت بافت اجتماعي جامعه خود, الگوي بومي مناسب را يافته و بكار بندند. انگيزش داراي سطوح مختلف و مخاطبان متفاوت است. انگيزه اصلي بخش خصوصي , ماهيت اقتصادي و كسبوكاري دارد. به همين علت بايد شرايط و تسهيلاتي ايجاد نمود كه بخش خصوصي از نظر مالي برانگيخته شود. از جمله مهمترين سازوكارهاي اين امر ميتوان به اعطاي وامهاي مختلف (تسهيلات مالي), معافيت مالياتي, واگذاري سهام و مديريت اشاره كرد. ( علوي تبار، عليرضا ،1379)
یکی از راه های جذب مشارکت شهروندان و بخش خصوصی ارائه پاداش های مالی به ایده ها و طرح های برتر در این حوزه می باشد .
مالکیت معنوی طرح ها بایستی همواره مورد توئجه قرار گیرد . در این صورت است که افراد و بخش خصوصی از ارائه طرح های جدید اجتناب نخواهد نمود و اطمینان دارد که در صورت کاربردی شدن طرحش تمام مزایای آن به وی تعلق خواهد گرفت.
3- تدوين و اجراي طرح جامع توسعه شهري:
وجود طرح جامع و استراتژيك توسعه شهري باعث ميشود اولاً چشمانداز آينده شهر و جهت حركت توسعه شهري مشخص باشد, ثانياً فعاليتها و اقدامات (طرحها و پروژههاي شهري مطلوب و موردنياز) تعريف شده باشد و ثالثاً جايگاه بازيگران مختلف عرصه توسعه و نحوه مشاركت و همكاري آنان (و منابع مربوطه) شفاف شده باشد. اينكه بدانيم به كجا ميخواهيم برويم و از چه مسيري, به طور خودكار تكليف حركت بخشهاي مختلف را تعيين مينمايد. شايان ذكر است وجود يك چشمانداز شكوفا و جذاب, باعث حركت سازنده و خلاق جامعه به سمت خود ميشود. اعلان عمومي اين چشمانداز (و كلاً طرح جامع توسعه شهري) نقش بسزايي در جذب مشاركت و حركت بخشهاي مختلف جامعه دارد.
4- ايجاد و تقويت فضاي كارآفريني:
كارآفريني فرآيندي است كه طي آن برمبناي يك فرصت اقتصادي ويا يك ايده تجاري, كسبوكاري جديد (شركت يا موسسه) متولد ميشود. وجود چنين فضايي به معناي پويايي و رشد اقتصادي محسوب ميشود. در واقع از اين طريق, بخش خصوصي فعال و بهرهوري شكل ميگيرد كه از يك طرف باعث رشد اقتصادي و اشتغالزايي مفيد و مولد ميگردد و از طرف ديگر ميتواند به عنوان بازوي اجرايي و همكار مديريت شهري عمل نمايد. حسن اصلي كارآفرينان انگيزه بالاي آنان براي كار و فعاليت ميباشد. از جمله مهمترين سازوكارهاي مربوط به توسعه كارآفريني ميتوان به وامها و تسهيلات مالي كارآفريني, حذف مالياتهاي مختلف (براي سالهاي اوليه تاسيس), ايجاد مراكز رشد (انكوباتورها) و ارايه فرصتهاي كاري به آنان از طرف سازمانهاي دولتي و مديريت شهري, همگي توام با برنامههاي مختلفي براي ارتقاي فرهنگ كارآفريني, اشاره كرد.
5- بهبود ساختار مديريت شهري:
بدنه سنگين و كند دولت باعث شده است كه تصويري منفي و بازدارنده در اذهان عمومي, بهويژه بخش خصوصي, شكل بگيرد. تصويري كه رغبت و انگيزه حركت و همكاري با بخشهاي دولتي (و مديريت شهري) را به حداقل رسانده است. تغيير تصميمات و قوانين, عدم برخورد مناسب, حرفهاي و مشتريمدارانه, كندي و طولانيشدن فرآيندها, فساد مالي و اداري, رابطهگرايي و پارتيبازي, بيانگيزگي و بيتعهدي كارمندان دولتي, همه و همه جزء عوامل بازدارنده بخش خصوصي از تعامل و همكاري با بخش دولتي است. مهمترين اقدامات براي رفع اين مشكلات عبارتند از: بررسي و تحليل فرآيندها و ساختارهاي كاري فعلي, بهبود فرآيندهاي موجود از طريق مهندسي مجدد منوطسازي حقوق كارمندان به رضايت اربابرجوعان, خودكارسازي و كامپيوترينمودن امور تا حد ممكن (حركت به سمت دولت الكترونيكي) و امثالهم. ( علوي تبار، عليرضا ،1379)
6-استفاده از مشاوره فكري:
ايجاد رابطه صحيح, اصولي و بلندمدت با مراكز مطالعاتي و تحقيقاتي و استفاده از خدمات مشاورهاي تخصصي, مديران شهري را در اتخاذ تصميمات بهينه ياري مينمايد. تصميمگيري در زمينههاي مختلف و تخصصي همچون راهكارهاي جذب مشاركت بخش خصوصي نيازمند تعامل مستمر با مشاوران صاحبفكر و پژوهشگران متخصص است تا بتوان به راهحلهاي خلاقانه و نوآورانهاي دست يافت.
7-اطلاعرساني:
اطلاعرساني شفاف و مستمر از تمامي اقدامات انجامشده و فرصتهاي كاري پيش رو, باعث ظهور فضايي عادلانه و منصفانه ميگردد كه ضمن جذب شركتهاي خصوصي باعث تداوم و پايداري هرچهبيشتر همكاري آنان با مديريت شهري خواهد شد. روزنامه (يا هفتهنامه), انواع بروشورها و بولتنها, راديو و تلويزيون محلي, سايت اينترنتي, تابلوهاي تبليغاتي بزرگ سطح شهر (بيلبوردها) همگي از سازوكارهاي اين امر ميباشند.در بحث اطلاع رسانی نکته ای که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است . لزوم اطلاع رسانی صحیح در تمامی ابعاد اجرای پروژه ها می باشد . اطلاع رسانی بایستی از زمان تصمیم گیری برای تدوین طرح شروع و تا اتمام کامل طرح ادامه یابد .
8-خصوصيسازي:
كوچكسازي بدنه دولت و كاهش تصديگري دولت, سياست مناسبي است كه طي ساليان گذشته به مورد اجرا گذاشته شده است. دولت بايد نقش سياستگذار و مدير ارشد را بازي كند نه مجري و پيمانكار! واگذاري امور به بخش خصوصي (در قالبي صحيح و حسابشده) باعث افزايش بهرهوري و كاهش اتلاف منابع ملي و منطقهاي خواهد شد. بعلاوه به مرور زمان باعث جذب بخش خصوصي و مشاركت آن در توسعه شهري خواهد شد.
9-جذب سرمايههاي غيردولتي:
سرمايههاي دولت براي توسعه و نوسازي فضاهاي شهري با محدوديتهاي جدي مواجه است. ايجاد فضايي مناسب براي جذب سرمايههاي مردمي, بخش خصوصي و سرمايهگذاران مختلف داخلي و خارجي از مهمترين راهكارهاي توسعه شهري محسوب ميشود: انتشار اوراق مشاركت, ايجاد, تقويت و حضور در بازارهاي بورس, ايجاد فضايي جذاب و پربازده براي سرمايهگذاران (بهخصوص سرمايهگذاران مخاطرهپذير), ايجاد سازوكارهاي جذب سرمايههاي خارجي, ايجاد مناطق ويژه و امثالهم.
10- ایجاد زیرساخت های قانونی:
دولت و شهرداری ها باید تلاش کنند زیرساخت های قانونی لازم جهت جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی در حوزه شهرداری ها را که نقش مهمی در توسعه شهری دارند اتخاذ نمایند.
11- مدیریت خلاق و داشتن طرحهای فنی و اقتصادی
شهرداری بایستی به سمت مدیریت خلاق و طرحهای توجیهی، اقتصادی برای ترغیب بیشتر بخش خصوصی باشند.
مدیران شهری و شهرداری ها بایستی با داشتن رویکرد مدیریت پروژه در نیل به توسعه شهری با کاهش بروکراسی اداری و تسریع در انجام امور مشارکتی در جهت سرعت بخشیدن به روند توسعه گام بردارند. افزایش سرمایه اجتماعی، اعم از اعتماد عمومی، دفاق اجتماعی، وجدان فردی و اجتماعی، ارزیابی رضایت مندی عمومی به صورت سالانه تدوین طرح جامع مشارکت و نظارت مردم، سازمانهای خصوصی در توسعه پایدار کشور و شهر و فراهم کردن امکان سیاستهای تشویقی، منجر به توسعه شهری ، منطقه ای و ملی می شود.
مشارکت بخش خصوصی در شهر جنت هلند
یکی از اصول مدیریت شهری در این شهر مشارکت شهروندان و بخش خصوصی در امور است . این مشارکت نه تنها فقط برای دریافت خروجی و اثر بخشی بالاتر طرح ها صورت می گیرد بلکه از این جهت دارای اهمیت است که قوانین شهری علاوه بر ویژگی های سلبی و اقتداری مورد پذیرش عمومی نیز قرار گیرد .
نکته دیگری که در این شهر قابل ذکر است طراحی پروژه ها می باشد . در شهر جنت پروژه ها طراحی نمی شوند مگر با مشارکت فعال بخش خصوصی و محلی با شهرداری ها
در شهر جنت دو نوع سازمان وجود دارد نوع اول سازمان هایی است که به آنها تفویض اختیار داده شده که مالکیت طرح ها و پروژه های شهری را به ساکنان و سازمان های خصوصی محلی همان منطقه ای واگذار شود که قرار است طرح درآنجا اجرا شود و بدین صورت مشارکت فعالی بین بخش محلی و شهرداری پدید خواهد آمد.
اما در کنار این سازمان ها سازمان های دیگری وجود دارند که در جهت تضمین انجام درست کار ها و کارایی حداکثری پروژه ها با اقتدار کامل در مقابل موارد و افرادی که اجرای درست پروژه ها را مختل می نمایند قرار خواهد گرفت و موانع موجود را خذف خواهد کرد . این نوع سازمان ها وظیفه نظارتی را انجام خواهند داد و هم ناظری هستند بر روی بخش محلی و خصوصی و هم تسهیل گر مشکلات موجود بر سر راه این بخش ها .
پيشنهادات و نتایج :
تقويت مباني سياست گذاري در راستاي توسعه مشاركت هاي عمومي در تصميم گيريها و برنامه هاي توسعه اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي
ايجاد نگرش مثبت به مشاركت اجتماعي و جلب اعتماد عمومي مردم نسبت به مسئولين و در سطحي ديگر ايجاد اعتماد
واگذاري مسئوليت ها و تصميم گيري ها در برخي از امور شهري به بخش خصوصی و اهميت دادن به پيشنهادات و نظرات شهروندان در اداره امور شهر بمنظور تقويت احساس مالكيت بر محيط شهري در ميان آنها
با توجه به اينكه هر چه ميزان رضايت مردم و بخش خصوصی از خدمات شهري بيشتر باشد گرايش بيشتري براي مشاركت دارند لذا انجام اقداماتي در جهت افزايش رفاه عمومي و آسايش مردم ، توسعه خدمات شهري و امكانات آموزشي ، فرهنگي و تفريحي و ايجاد مراكزي براي استفاده از پيشنهادات مردمي در جهت خدمات رساني بهينه مي تواند در راستاي جلب مشاركت بيشتر آنها در امور شهري موثر واقع شود .
ساختار زندگي شهري شرايطي را بوجود آورده كه منافع عمومي در مقابل منافع فردي رنگ باخته است با توجه به مهاجرت هاي وسيع از روستا به شهر و همچنين بمنظور توسعه و تقويت ميزان احساس تعلق اجتماعي شهروندان با ارائه آموزش هاي عمومي در ارتباط با فرهنگ شهرنشيني و پايبندي به قوانين و مقررات شهري و آموزش حقوق زندگي شهري به شهروندان زمينه مشاركت اجتماعي آنها را بالا خواهد برد .
عضويت بخش خصوصی و شهروندان در تشكل هاي غير دولتي و نهادهاي مردمي و سازمانهاي صنفي بعنوان عاملي در ايجاد فضاي مشاركتي نقش اساسي ايفا مي نمايد لذا توسعه تشكل هاي غيردولتي، نهادهاي مدني در زمينه هاي مختلف اجتماعي ، فرهنگي ، زيست محيطي و ساير امور شهري و توانمند سازي آنها از طريق حمايت هاي دولتي مي تواند در راستاي مشاركت اجتماعي شهروندان بعنوان يك ابزار مناسب و مردمي تلقي گردد .
باتوجه به وجود رابطه مستقيم بين سابقه سكونت در محل و ميزان مشاركت اجتماعي به نظر مي رسد كه برنامه هاي مديريت مشاركتي در امور شهري با جلب مشاركت شهروندان با سابقه سكونت بيشتر موفق تر باشد .
برنامه ريزي براي جلب مشاركت مردمي از جانب دستگاههاي دولتي و مديريتي بر مبناي نيازهاي واقعي مردم و در راستاي اهداف قابل دستيابي باشد .
وسايل ارتباط جمعي بخصوص تلويزيون و راديو از جمله عوامل مهمي در ايجاد روحيه مشاركت در مردم هستند. وسايل ارتباط جمعي موجب افزايش پديدهاي تحت عنوان تحرك رواني ميگردد و در بين مردم همدلي ايجاد ميكند و در نهايت منجر به مشاركت افراد ميگردد.
انجام مطالعه اي بمنظور سنجش نگرش مردم به مشاركت در زمينه هاي مختلف اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي بمنظور شناسايي پتانسيل هاي رفتار گرايانه مردم در زمينه مشاركت و بهره گيري از نتايج آن در برنامه ريزي مديريت مشاركت براي اقشار مختلف .
منابع و مآخذ:
- بشيريه، حسين ،(1382)، موانع توسعه سياسي در ايران امروز، انتشارات گام نو، تهران
- توسلي ، غلامعباس ،(1382)،مشاركت اجتماعي در شرايط جامعه آنوميك ، موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، تهران
- ساروخاني، باقر، (1371)، دايره المعارف علوم اجتماعي، انتشارات كيهان ، تهران.
شکاری ،غلامعباس (1385) جزوه درسی شهرداریها
- علوي تبار، عليرضا ،(1379)، بررسي الگوي مشاركت شهروندان در اداره امور شهرها، انتشارات سازمان شهرداريهاي كشور، تهران
- محسني تبريزي، عليرضا، (1375)، بيگانگي مانعي براي مشاركت و توسعه ملي، بررسي رابطه ميان بيگانگي و مشاركت اجتماعي- سياسي ، نامه پژوهش،فصلنامه تحقيقات فرهنگي، شماره يك
1. Koenraad Marchand ,political parties and citizens participation in steering urban projects working paper for Summerschool Torino 2007 .
2. Citizen participation in urban development projects, http://www.awn.it/AWN/Engine/RAServePG.php/P/42761AWN0300/L/1
4. www.nocrir.com/faslname/42/fasl42-f1 htm
دانشجویان مدیریت دولتی دانشگاه آزاد مشهد